از یاد رفته گان

وبی برای نسل جوان

از یاد رفته گان

وبی برای نسل جوان

امروزدرتاریخ(4 خرداد 86 )

 

      

امروزدرتاریخ(4 خرداد 86 ) 

      

امروز چهارم خرداد ماه 1386 هجری شمسی ، برابراست با 8 جمادی الاول 1428قمری و 25 می   2007 میلادی . رویدادهای مهمی که در طول تاریخ ، درچنین روزی ، بوقوع پیوسته از این قرارند:

***

آغاز ساخت شهر سلوکیه

2318 سال پیش در چنین روزی در سال 311 پیش از میلاد ، ژنرال « سلوکوس » جانشین اسکندر، در متصرفات آسیایی او ، ساختن شهری را در کناره غربی رود دجله آغاز کرد که پنج سال بعد تکمیل شد و سلوکیه نام گرفت و دستگاه حکومتی به آنجا انتقال یافت . ده قرن بعد ، بغداد در نزدیکی همین شهر ساخته شد.

سلوکوس یکم ملقب به نیکاتور ، از افسران مقدونی اسکندر مقدونی بود که پس از مرگ اسکندر و در خلال جنگ‌های دیادوکی، دودمان سلوکی و سپس امپراتوری سلوکی را بنیاد نهاد.

او پس از پیروزی بر سوریه، انطاکیه را در کنار نهرالعاصی تختگاه دائمی خود قرار داد و اخلاف او نیز بعد از آنکه سلوکیه بابل هم رانده شدند، امپراتوری سلوکی را در عمل به دولت سوریه مبدل کردند که آن نیز طعمه روم گشت .سلوکوس اول بعد از سی ودو سال سلطنت ، در سال 281  قبل از میلاد ، در موقعی که عازم تسخیر مقدونیه بود، کشته شد .

سلوکوس با هدف جلب قلوب ایرانیان نسبت به خود، درهمان سال ( 311 پیش از میلاد ) با « آپاما » دختر کلانتر بلخ ازدواج کرد ، ولی ایرانیان با بکارگیری روش منحصر به فرد خود برای مدتی طولانی زیربار مقدونی ها نماندند؛ به همان گونه که بعدا عربان ، ترکمانان و مغولها هم نتوانستند به مفهوم واقعی کلمه بر آنان حکومت کنند که مورخان متفق القول این روش ویژه ( انهدام فاتح خارجی از درون ) را هنر ایرانیان نوشته اند که با زبردستی خاص در فاتحان نفوذ می کنند و به تدریج قدرت را به خود منتقل می سازند.

***

پیشنهاد کاهش نیروهای نظامی ایران و روم به یک نسبت

1607 سال پیش در چنین روزی در سال 400  میلادی ، یزدگرد ، شاه وقت ایران از دودمان ساسانی تصمیم گرفت ضمن ارسال پیامی به رم از دولت روم بخواهد که دو ابر قدرت به یک نسبت از شمار نیروهای نظامی خود بکاهند و از مسابقه تسلیحاتی که برای هردو کشور هزینه سنگین دارد دست بردارند.این تصمیم طی پیامی ارسال شد ، ولی به نتیجه قطعی نرسید.  در آن روزگار ایران و روم دو امپراتوری بزرگ جهان ، رقابتی شدید در زمینه های نظامی و تسلیحاتی داشتند و معمولا در حال نبرد بودند .

***

استقلال آرژانتین

197 سال پیش در چنین روزی در سال 1810 میلادی ، کشور آرژانتین استقلال خود را از اسپانیا اعلام کرد . به همین مناسبت همه ساله چنین روزی در این کشور به عنوان روزملی گرامی داشته می شود .

کشف و استعمار آرژانتین در اوایل سده شانزدهم از سوی اسپانیاییها آغاز شد. مهم‌ترین کاشفان اروپایی آرژانتین عبارت‌اند از: آمریگو وسپوجی (1502.م)_ خواندیاز دوسولی (1516.م)_ فردیناند ماژلان(1520.م). در سال 1776.م

آرژانتین کشوری است در آمریکای جنوبی و پایتخت آن بوئنوس آیرس است.

***

تولد پیتر زیمان ، فیزیکدان آلمانی

142 سال پیش در چنین روزی در سال 1865 میلادی پیتر زیمان فیزیکدان آلمانی دیده به جهان گشود . تاثیر مغناطیس بر تابش یا اثر زیمان عنوان پژوهشی بود که به خاطر آن در سال 1902 جایزه نوبل گرفت . «اثر زیمان » عنوان مهمترین اثر اوست .

***

حکم کار اجباری ، علیه اسکار وایلد

اسکار وایلد

112 سال پیش در چنین روزی در سال 1895 میلادی اسکار وایلد نویسنده مشهور به دو سال کار اجباری پس از تبعید محکوم شد . وایلد در نوشته های خود علیه حکومت وقت قلم می زد .

اسکار وایلد نویسنده مشهورانگلیسی در شهر دوبلین دیده به جهان گشود . وی تحصیلات خود را در انگلستان به پایان برد . اودرسال 1884 قدم به جهان نویسندگی وهنر گذاشت و داستان ها ، نمایشنامه ، شعر و گفتارهای زیبایی را به جهان ادب عرضه کرد. وایلد درآثارخود برعلیه تمام رسوم وسنت های انگلیسی برخاست وتوانست با به کارگیری مفاهیم هنر برای هنر آثارخود را بیش ازپیش ارتقا دهد .

از مهمترین آثار  این نویسنده می توان به این موارد اشاره نمود : " تصویر درویان گری " ــ  " باد بزن خانم ویندمیر "  ــ " اهمیت ارنست بودن "

اسکار وایلد  در 31 اکتبر سال 1900 میلادی درپاریس دیده ازجهان فروبست.

***

ریاست خاندان هاشمی  بر کشور اردن

اردن

84 سال پیش در چنین روزی در سال 1923 میلادی ، دولت انگلستان که در پایان جنگ جهانی اول طبق نقشه خود کشور اردن را به وجود آورده بود ، ریاست خاندان هاشمی را که از حجاز بودند بر این سرزمین برسمیت شناخت . همچنین در همین روز در سال 1946 عبدالله بن حسین سلطان اردن شد و انگلستان استقلال آن را برسمیت شناخت. پس از استقلال اردن از انگلیس، شاه عبدالله اول بر این کشور حکمرانی می‌کرد. پس از ترور شاه عبدالله اول در سال 1951 ، پسرش طلال اردن برای دوره‌ای کوتاه پادشاه شد. بزرگترین موفقیت شاه طلال قانون اساسی اردن بود.

قانون اساسی این کشور در 8 ژانویه 1952 به تصویب رسید . شاه طلال در سال 1952 به دلیل بیماری ذهنی از سلطنت برکنار شد. در آن زمان پسرش حسین ، برای پادشاه شدن بسیار جوان بود و بنابر این یک کمیته ویژه اردن را اداره می‌کرد. پس از اینکه حسین به سن 18 سالگی رسید از سال 1953 تا 1999 بر اردن حکومت کرد و در این مدت بر بسیاری از چالش‌های سلطنتش از جمله جلب وفاداری ارتش و تبدیل شدن به نماد وحدت و ثبات هم برای بادیه‌نشینان و هم برای جوامع فلسطینی اردن، فائق آمد. در سال 1991، شاه حسین به حکومت نظامی پایان داد و به در سال 1992، به قانونی سازی حزب سیاسی اقدام کرد.در سالهای 1989 و 1993 ، انتخابات پارلمانی آزاد و منصفانه در اردن برگزار شد. ایجاد تغییرات بحث‌برانگیز در قانون انتخابات باعث شد مسلمانان این کشور انتخابات سال 1997 را تحریم کنند.

شاه عبدالله دوم پس از مرگ پدرش در فوریه 1999 جانشین وی شد. عبدالله به سرعت به تایید مجدد پیمان صلح اردن-اسرائیل با اسرائیل و تقویت روابط اردن با ایالات متحده پرداخت. او در اولین سال حکومتش ایجاد اصلاحات اقتصادی را در دستور کار خود قرار داد.

***

تولد ریموند کارور ، شاعر ونویسنده امریکایی 

ریموند کارور

69 سال پیش درچنین روزی در سال 1938 میلادی ریموند کِلِوی کاروِر جونیور شاعر ونویسنده  به دنیا آمد . او یکی از نویسندگان مطرح قرن بیستم و همچنین یکی از دلایل اصلی تجدید حیات داستان کوتاه در دهه? 1980 شمرده می‌شود.

او خود را بعنوان کسی که «تمایل به ایجاز و قوّت دارد» و «به نوشتن داستانهای کوتاه معتاد است»، معرفی کرده است  وازاین جهت درادبیات غرب مشهوراست . درفضای داستانهای اواشیاء تنها باحضورشخصیت ها شکل گرفته وکامل می شوند وهویت آنها تنها درمیان هویت اشخاص تعریف می شود . اوهمانند ساروت وآلن روب گریه برزبان سینمایی وخاص خود تاکید می کند .

زبان کارور بدوا زبانی عاطفی نیست . براساس نظرات تجربه گرایانی چون ساروت و رب گریه ، نباید با توصیف های انسانی به سراغ توصیف اشیا پیرامون رفت و این امر سرلوحه آثار کارور قرار گرفته است .

داستان های کارور داستان انسان امروز و حدیث تنهایی ها و غم  اوست . در آثار این نویسنده بزرگ جزییات زمانی و مکانی بطور گسترده رعایت نمی شوند و همین امر دلیل برآن است  که آثار او به مسایل جهانی و مشکلات انسان معاصر می پردازند  . در بیشتر آثار این نویسنده بزرگ ادبیات آمریکا  وجهه هایی از زندگی شخصی اش  نمود  می یابند .  شخصیت های کارور دائما در حال شکست خوردن اند و این شکست همانند شخصیت های همینگوی به تکامل شخصیتی منجر نمی شود بلکه شخصیت های او پس از یک شکست به شکستی عمیقتر که در واقع ویرانگر است ، می رسند . کارور  هیچگاه خود را یک مینی مال ندانسته است   .  رئالیسم استیلزه از ویژگی ها ی بارز درونمایه های  آثار اوست .  کارور در اوت 1988 درگذشت .

برخی آثار او از این قرارند :

می‌شود لطفاً ساکت باشید، لطفاً؟  ، فصل‌های سخت ، وقتی از عشق حرف می‌زنیم از چی حرف می‌زنیم  ، کلیسای جامع ، فیل ،  گردآورده‌ها  ، از کجا تلفن می‌کنم و ...

بر مبنای آثار کارور دو فیلم‌ داستانی‌ ساخته شده است :

میان‌برها به کارگردانی رابرت آلتمن  ، «Everything Goes» به کارگردانی آندرو کوتاتکو

***

تعهد تهران مبنی بر تامین هزینه های ریالی اشغالگران

65 سال پیش در چنین روزی در سال 1321 شمسی ، و در بحبوحه جنگ جهانی دوم ، در حالی که نیروهای روس و انگلیس ، شمال و جنوب ایران را تحت اشغال خود درآورده بودند ، دولت وقت ایران متعهد شد که هزینه های ریالی متفقین ( اشغالگران ) در ایران را تامین کند و در ازاء هر 13 تومان ( 130 قران ) بعدا یک پوند انگلیسی دریافت دارد. دولت ایران با چاپ اسکناس این هزینه ها را تامین کرد که باعث تورم پول در کشور شد و قیمتها را تا چند برابر بالا برد.

پس از شروع جنگ جهانی دوم که در 1 سپتامبر 1939 آغاز شده بود، ایران بی‌طرفی خود را اعلام کرد، اما به دلیل گستردگی مرز ایران با اتحاد جماهیر شوروی و درگیری با آلمان این بی‌طرفی ناپایدار بود. ارتش متفقین به بهانه حضور جاسوسان آلمانی در ایران به اشغال کشور مبادرت ورزید. در روز 3 شهریور 1320 نیروهای شوروی از شمال و نیروهای بریتانیا از جنوب به ایران حمله کردند و شهرهای سر راه را اشغال کردند و به سمت تهران آمدند. ارتش ایران به سرعت متلاشی شد و رضاشاه ناچار به استعفا شد.

***

چرچیل خواهان حمله نظامی به آبادان شد

چرچیل

56 سال پیش در چنین روزی در سال 1330 شمسی ،  در آستانه اجرای قانون ملی شدن نفت و خلع ید از شرکت نفت انگلستان که دولت این کشور سهامدار عمده آن بود، این دولت برضد ایران به دیوان داوری لاهه شکایت کرد .

 به دنبال آن ، دفتر این دیوان دولت وقت ایران را از مفاد این شکایت آگاه ساخت و اطلاع داد که دولت انگلستان به استناد ماده 22 قرارداد 1933 ایران و انگلستان رسیدگی به اختلافات موجود فی مابین دو کشور را به این دیوان احاله کرده تا داوری کند. طبق ماده 22 ، دو دولت موافقت کرده بودند که اگر اختلافی روی دهد ، برای حل آن به « داور » مراجعه کنند و نظر داور را بپذیرند.

    در همین روز وینستون چرچیل که هنوز نخست وزیر نشده بود از دولت حزب کارگر انگلستان انتقاد کرد و این دولت را متهم ساخت که در برابر دکتر مصدق کوتاه آمده است و علنا از حمله نظامی برای تصرف آبادان جانبداری کرد. در واکنش به اظهارات چرچیل که بعدا نخست وزیر انگلستان شد تا با دولت دکتر مصدق مقابله کند، مسکو و واشنگتن واکنش نشان دادند. دولت آمریکا با هرگونه عملیات نظامی انگلستان بر ضد ایران مخالفت کرد و آن را به مصلحت غرب ندانست و دولت مسکو با اشاره به قرارداد سال 1921 ایران و روسیه تهدید کرد که اگر پای سرباز انگلیسی به ایران برسد برای دفاع از ایران نیرو به این کشور خواهد فرستاد. در این میان روزنامه های تهران که ماده 22 قرارداد 1933 را برای اطلاع مخاطبان خود چاپ کرده بودند دولت وقت ایران که این قرار داد را امضاء کرده بود را ، دست نشانده انگلستان و خائن به ملت ایران خوانده بودند.

***

اعلام تشکیل شورای همکاری

26 سال پیش در چنین روزی در سال 1981 میلادی برای نخستین بار شورای همکاری خلیج فارس توسط پادشاه عربستان اعلام موجودیت کرد . شورای همکاری خلیج فارس با هدف اتحاد شش کشورعربی  حوزه خلیج فارس ، کویت ، بحرین ، عربستان ، قطر ، عمان و امارات متحده عربی تشکیل شد .

***

جشن خردادگان

جشن ها، یادگارهای درخشان پدران و مادران بیداردل ما هستند که در گذر تاریخ بسیاری از آنها به دلیل ویژگیهای زمان و تعصبات بسیار از بین رفته و هم اکنون از آنها نمونه هایی بسیار اندک در میان ایرانیان به چشم می خورد. با این حال این نمونه های اندک، نشانه هایی بس بزرگند از اندیشه بلند و طبع ظریف ایرانی که خداوند به این قوم ارزانی داشته است .

جشن های ایران باستان سه دسته اند :

1)جشن های ماهیانه 2) جشن های سالیانه 3) جشن های متفرقه

جشن خردادگان یکی از جشن های ماهیانه ای است که در روز چهارم خرداد ماه برگزار می شود. از چگونگی برگزاری این جشن در دوران باستان آگاهی دقیقی در دست نیست؛ اما چون خرداد به معنای رسایی و تندرستی است و در جهان مادی نگهبان آب است می توان پنداشت که نیاکان ما در این روز به کنار چشمه ها ، رودها و یا دریاها رفته و به پرستش اهورامزدا می پرداخته اند .

واژه اوستایی خرداد، هئوروتات است که در زبان سانسکریت در ودا بصورت سئوروتات آمده و به معنی رسایی و تندرستی است . اهورامزدا از سرچشمه بخشایندگی خویش این فروزه را به واسطه امشاسپند هئوروتات به آفریدگان خود بخشیده تا هر پدیده ای رسا گردد و رسایی و تندرستی نه تنها ویژه این جهان است ، بلکه رسایی مینوی و تندرستی روح و روان ، هدف والای جهانیان است .

منابع:

مهر

روزنامک

ویکی پدیا

 ماندگار

کتاب نیوز

 حیات

رشد

ایران نگار

دری که تا ابد باز است!

دری که تا ابد باز است!

دفاع مقدس

چکیده: این نکته‌ها نباید از نظر مخفی بماند؛جنگ به انقلاب ما تحمیل شد و باید تحلیل شود که چرا جنگ تا سال 67 طول کشید. این تحلیل‌ها هم به نفع امام(ره) و انقلاب خواهد بود... بعد علمی و محاسبه‌گرانه جنگ نیز باید عنوان شود، باید گفته شود در عین حال که نظامی ها حرفه‌ای نبودند یک جاهایی اشتباه کرده‌اند ولی با این حال برای انجام یک عملیات ماه‌ها محاسبه و کار علمی انجام می‌شد.

رحیم پور ازغدی

اولین جلسه آموزشی راویان فتح با رویکرد ضرورت انتقال مفاهیم سوم خرداد به نسل سوم انقلاب در مشهد برگزار شد. به گزارش ایسنا، در این جلسه، حسن رحیم پورازغدی عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی به" مظلومیت لجستیکی رزمندگان ایرانی، و تحقق وعده های الهی " اشاره و تصریح کرد: این نکته‌ها نباید از نظر مخفی بماند؛جنگ به انقلاب ما تحمیل شد و باید تحلیل شود که چرا جنگ تا سال 67 طول کشید. این تحلیل‌ها هم به نفع امام(ره) و انقلاب خواهد بود.

وی تاکید کرد: بعد علمی و محاسبه‌گرانه جنگ نیز باید عنوان شود، باید گفته شود در عین حال که نظامی حرفه‌ای نبودند یک جاهایی اشتباه کرده‌اند ولی با این حال برای انجام یک عملیات ماه‌ها محاسبه و کار علمی انجام می‌شد.

رحیم پورازغدی ادامه داد: برخی می‌گویند از نسل سوم انقلاب باید ترسید اما به نظر من باید امیدوار باشیم این نسل بسیار خوب و مستعد است. اگر با نسل سوم انقلاب رفیق شویم و آنها را درک کنیم به راحتی آنها نیز درک می‌کنند زیرا فطری هستند و درباره کلمه حق هیچ آدم فطری مقاومت نمی‌کند.

رحیم پورازغدی که در فرهنگسرای غدیر مشهد سخن می‌گفت، خاطر نشان کرد: حقیقت مانند نور راه خود را در تاریکی و ظلمت باز می‌کند و متوقف نمی شود اگر متوقف شد و در حال گندیدن بود و بوی کهنگی داد معلوم می‌شود که حقیقت نیست.

وی گفت: جنگ یک جسم و یک روح داشت، جسم جنگ مانند هر جسم تاریخی کهنه می‌شود و مشمول دوره زمان می‌شود و دوره آن می‌گذرد و فراموش می‌شود و اگر هم تلاش کنیم که تازه نگه داریم امکان ندارد زیرا خود ما نیز رفتنی هستیم. تمام اجسام تاریخی رفتنی هستند اما این روح جنگ است که باید زنده بماند و زنده است.

اگر با نسل سوم انقلاب رفیق شویم و آنها را درک کنیم به راحتی آنها نیز درک می‌کنند زیرا فطری هستند و درباره کلمه حق هیچ آدم فطری مقاومت نمی‌کند.

رحیم پورازغدی با تاکید بر اینکه " از جهاتی در هر انقلابی باید از نسل سوم آن نگران بود زیرا زمان انتقال مطلب از فرهنگ به یک فرهنگ دیگر است " خاطر نشان کرد: اگر میان نسل 3، 4 ، 5 و ششم افرادی تربیت شده نبودند امروز خبری از حسین(ع) ، عاشورا و کربلا و پیامبر(ص) نبود. این نکته را باید به نسل سوم گوشزد کرد که قبل از این که جسم و فیزیک جنگ به عنوان اتفاقات خارجی و نظامی مطرح شود باید از متافیزیک جنگ، روح جنگ، جهاد و اخلاص صحبت کنیم زیرا هیچ وقت کهنه نمی شود.

دفاع مقدس

وی با اشاره به اینکه"با نگاهی به سیره رسول‌الله (ص) متوجه می‌شویم که تحت تاثیر تاریخ صدر اسلام، به جبهه رفته‌ایم" گفت: زمان جنگ و غزوه‌ها وقتی می‌خواستند به زخمیان آب دهند می‌گفت آب را به نفر بعدی بدهید، این کار تا زمانی اتفاق می‌افتاد که همه شهید شدند این واقعیت را می‌توان در سطح دیگر در جبهه‌های ایران مشاهده کرد.

او یادآور شد: راویان کربلا گفته‌اند مادری فرزندش را به میدان فرستاده است وقتی که سر فرزندش را به سمت وی پرتاب کرده‌اند دوباره همان سر را به سمت دشمن فرستاده است که ما چیزی را که در راه خدا بدهیم پس نمی‌گیریم همین صحنه‌ها را در زمان جنگ می‌توان دید که استخوان‌های پسری را برای مادرش آوردند و او گفت چرا آوردید چیزی را که در راه خدا دادم پس نمی‌گیرم.

وی گفت: بین ما هم هستند کسانی که به جبهه رفتند. چه کسی است که بگوید یک دفعه رفتن به جبهه بس است. با اینکه خسته می‌شدند ولی دوباره به جبهه‌ها باز می‌گشتند و در این بین چقدر شناسنامه دستکاری شد.

رحیم پور ازغدی تصریح کرد: باید به نسل سوم گفت صحبت از تاریخ خود و گذشته نیست بلکه صحبت از آینده است، در ظاهر ممکن است که از گذشته صحبت شود ولی در واقع درباره آینده بحث می‌شود.

ما شعارهای مرگ بر شوروی، صدام، اسراییل و آمریکا سر دادیم و اینک این شعارها محقق شده است، شوروی که کل جهان در دستش بود از هم متلاشی شد، صدام باخفت از پا درآمد، و ابهت اسراییل در جنگ 33 روزه شکسته شد

وی با اشاره به اینکه " جنگ از نظر تاریخی دری را باز کرد که تا ابد باز است " گفت: اگر این اتفاق نمی‌افتاد شهادت و مفهوم آن به دست فراموشی سپرده می‌شد، انقلاب و جنگ در ایران این مفهوم را غبارروبی کرد.

ازغدی افزود: اگر دشمن به ایران نگاه چپ نمی‌کند به خاطر ارتش رسمی و حکومت نیست بلکه از مردم می‌ترسد، همین آدم های ساده و آرام در زمین کشاورزی، بقالی، دانشگاه، سبزی فروشی، بمب هایی هستند که برای اشغالگران و دشمن خطرناک‌اند.

وی که در جمع راویان فتح مشهد سخن می‌گفت،با اشاره به این که،" کل مردم در دفاع مقدس مطرح نیست؛ بلکه یک بخشی از مردم بودند که در کل ایران شامل چند صد هزار خانواده بودند همین چند صد هزار خانواده 4 تا 5 فرزند به جبهه‌ها می فرستادند و یا در بیمارستان یا سردخانه بودند" تصریح کرد: همسایه‌هایی هم که به جبهه نرفته بودند می‌گفتند که آقازاده هنوز بازنگشته؟ انشاء‌الله به سلامتی بر می گردد و اگر شهید می‌شدند می‌گفتند مگر ما نگفتیم نروید و بقیه نیز متلک می‌گفتند.

این عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی با تاکید بر این که" باید تاریخ عملیات‌ها گفته شود، در عین حال گفت: ولی ذکر تاریخ عملیات بدون ذکر روح جاری در آن ارزشی ندارد.

دفاع مقدس

وی با اشاره به این که جنگ ایران با عراق جنگ جهانی سوم بود، گفت: در این جنگ شیخ‌نشین‌های منطقه میلیاردها دلار پول به عراق می فرستادند و آمریکا مستشار و آخرین اطلاعات ماهواره‌ای را در اختیار عراق قرار می‌داد.

پورازغدی به" عملیات کربلای 4" اشاره کرد و گفت: در این عملیات افراد زیادی شهید شدند بعدها معلوم شد که اطلاعات محل تجمع نیروی های ایرانی توسط ماهواره‌های آمریکایی در اختیار عراق قرار گرفته است ولی با این حال خود عراقی‌ها اذعان می کنند که با وجود اینکه می‌دانسته‌اند ایرانی‌ها در حال حمله هستند ولی نمی‌توانستند جلوی آنها را بگیرند.

وی با یادآوری اینکه " دنیا به ما سیم خاردار نمی‌فروخت ولی انواع اسلحه ها را به عراق می داد" در خصوص نحوه انتقال مفاهیم دفاع مقدس گفت: این صحنه‌ها امانت الهی هستند که در دست شما است راویان نباید تنها سخنرانی کنند.

رحیم پورازغدی" با ارایه فرمولی " در این باره خطاب به راویان فتح یادآور شد: باید خود را جای مخاطب قرار دهید او نیز به تبع خود را جای شما قرار می‌دهد خالی‌بندی نباید کرد.

وی افزود:خیلی‌ها بودند که در جبهه به علت آستانه تحمل پایین وقتی زخمی می‌شدند ناراحت می‌شدند ولی عده‌ای نیز بودند در حالی که چشمشان از حدقه درآمده بود، امحا و احشا آنها بیرون ریخته بود، زانوهایشان بر خلاف جهت شکسته بود ولی ناله نمی‌کردند تنها زیر لب ذکر یا الله می‌گفتند تا شهید می‌شدند.

رحیم پورازغدی با اشاره به این که " این صحنه ها را خود شاهد بوده است " تصریح کرد: ما شعارهای مرگ بر شوروی، صدام، اسراییل و آمریکا سر دادیم و اینک این شعارها محقق شده است، شوروی که کل جهان در دستش بود از هم متلاشی شد، صدام باخفت از پا درآمد، و ابهت اسراییل در جنگ 33 روزه شکسته شد، اتفاقاتی که در لبنان و فلسطین رخ می‌دهد به نام انقلاب ایران ثبت می‌شود و شیعه عزت یافته است.

دفاع مقدس

رحیم پورازغدی با تاکید بر اینکه " در کشورهای غربی برای کهنه سربازان خود احترام فوق العاده‌ای قائل هستند و هنوز نیز برای آنها روی بنای سرباز گمنام گل می نهند "گفت: آنها از هیچ، موزه جنگ ساخته‌اند از میخی که معلوم نیست کجا در پوتین سربازشان فرو رفته است ولی ما با این گستره مفاهیم و فعالیت ها چه کرده‌ایم؟.

وی تصریح کرد:باید بر انتقال مفاهیم جنگ در ابعاد حماسه و شجاعت ،غلبه بر ترس و مرگ، خاطرات عرفانی و روحانی و وصیت نامه های شهدا، تکیه شود.در عین حال نیز باید عنوان شود که رزمندگان اسلام لطیف‌ترین احساسات را داشتند و خشونت‌طلب نبودند، به طوری که حاضر نبودند لانه مورچه‌ها را برای ایجاد سنگر خراب کنند. کجا این رزمندگان ما مانند کماندوهای آمریکایی که خون می آشامند و آموزش می‌بینند که سر مردم را گوش تا گوش ببرند، قابل مقایسه هستند.

جهاد محبت

جهاد محبت

با چادر سفید می روم ، با چادر سیاه بر می گردم(2)

پروانه های  بی ادعا

مقاله قبل ( با چادر سیاه تا چادر سفید )

 

مسلم است که خانواده یک پایگاه اجتماعی است و همانطور که قبلاً هم اشاره شد برای ادامه و ثبات یک ساختار هر چند کوچک ، ترسیم جایگاه برای اعضاء همراه با شناخت حقوق و تکالیفشان لازم و ضروری است. بنابراین اگر بخواهیم به این موضوع به صورت ریشه ای و عمیق نگاه کنیم باید به عنوان پدران و مادران جامعه ، به دختران و پسرانمان، همان ابتدا جایگاهشان را نشان دهیم و آنان را قدم به قدم از پله های زندگی بالا ببریم و در متن زندگی ، تجربیات تلخ و شیرین را به آنان یاد دهیم .

برخلاف بعضی  ادیان ، اسلام به عنوان کامل ترین دین ، این جایگاه را ترسیم کرده و انسان را به سمت اهداف عالی و کمال راهنمایی کرده است. 

خداوند متعال در قرآن و  ائمه معصومین در سیره ی رفتاری و گفتاریشان ، بدون آنکه یکی اززن و مرد را بر دیگری برتری دهند ،عزت و بزرگی زن و مرد را تنها در تقوا و پرهیزکاری می داند و به نقش هر دو در هدایت سکّان زندگی به سمت سعادت اهمیت می دهد. 

با نگاهی به آیات و روایات در می یابیم  جایگاه و مقام زن در خانواده از اهمیت خاصی برخوردار است تا آنجا که جهاد زن در میدان زندگی ، نیکو همسرداری کردن  معرفی می شود . (امام موسی کاظم :جهاد الامرأه حسن البتعل) و این موضوع در جایی است که جهاد مرد در پیشگاه خداوند مبارزه با دشمن دین تا سرحد مرگ و ریخته شدن خون است.

همسرداری نیکو توسط زن تنها یک نقش نیست بلکه یک هنر است، هنری که اگر زن آن را هنرمندانه در صحنه زندگی به اجرا بگذارد ، به ایفای بهتر نقش  مرد در جامعه کمک می کند.

اگر زنان جامعه ما بدانند که پایگاه اصلی خدمت و انجام وظیفه شان خانه است و دیگر وظایف در راستای این مسئولیت مهم و خطیر تعریف شده است، محیط خانه ها گرم، روشن و پرمهر خواهد شد و روشنی و گرمای هر خانه پیشرفت جامعه را تضمین خواهد کرد. متأسفانه در جامعه به جای تجلیل از زنان موفق در خانه و خانواده به نقش و جایگاه زنان در جامعه و موفقیت شان در مشاغل اجتماعی بیشتر اهمیت داده می شود. 

و اگر این موضوع به کم اهمیت جلوه دادن خانه وخانواده بیانجامد، جامعه بیشترین صدمه و خسارت را  خواهد دید. زن به عنوان نگهبانی امین، حافظ زندگی در طوفان های حوادث سخت و دشوار است.او رازدار شوهر و امانت دار اموال اوست.

احترام او به همسرش نه از روی ضعف و ذلت بلکه از روی عقل و محبت است. او هر روز میزبان مردی است که پس از تحمل اوقاتی  سخت به محیط امن و آرام زندگی باز میگردد و تا جایی که توان دارد از بهترین مهمان خانه اش پذیرایی می کند. 

پیامبر رحمت و مهربانی در حدیثی می فرمایند:

هیچ زنی نیست که جرعه ای آب

جهاد محبت

با چادر سفید می روم ، با چادر سیاه بر می گردم(2)

پروانه های  بی ادعا

مقاله قبل ( با چادر سیاه تا چادر سفید )

 مسلم است که خانواده یک پایگاه اجتماعی است و همانطور که قبلاً هم اشاره شد برای ادامه و ثبات یک ساختار هر چند کوچک ، ترسیم جایگاه برای اعضاء همراه با شناخت حقوق و تکالیفشان لازم و ضروری است.

 بنابراین اگر بخواهیم به این موضوع به صورت ریشه ای و عمیق نگاه کنیم باید به عنوان پدران و مادران جامعه ، به دختران و پسرانمان، همان ابتدا جایگاهشان را نشان دهیم و آنان را قدم به قدم از پله های زندگی بالا ببریم و در متن زندگی ، تجربیات تلخ و شیرین را به آنان یاد دهیم .

 برخلاف بعضی  ادیان ، اسلام به عنوان کامل ترین دین ، این جایگاه را ترسیم کرده و انسان را به سمت اهداف عالی و کمال راهنمایی کرده است.

 خداوند متعال در قرآن و  ائمه معصومین در سیره ی رفتاری و گفتاریشان ، بدون آنکه یکی اززن و مرد را بر دیگری برتری دهند ،عزت و بزرگی زن و مرد را تنها در تقوا و پرهیزکاری می داند و به نقش هر دو در هدایت سکّان زندگی به سمت سعادت اهمیت می دهد.

 با نگاهی به آیات و روایات در می یابیم  جایگاه و مقام زن در خانواده از اهمیت خاصی برخوردار است تا آنجا که جهاد زن در میدان زندگی ، نیکو همسرداری کردن  معرفی می شود . (امام موسی کاظم :جهاد الامرأه حسن البتعل) و این موضوع در جایی است که جهاد مرد در پیشگاه خداوند مبارزه با دشمن دین تا سرحد مرگ و ریخته شدن خون است.

همسرداری نیکو توسط زن تنها یک نقش نیست بلکه یک هنر است، هنری که اگر زن آن را هنرمندانه در صحنه زندگی به اجرا بگذارد ، به ایفای بهتر نقش  مرد در جامعه کمک می کند.

اگر زنان جامعه ما بدانند که پایگاه اصلی خدمت و انجام وظیفه شان خانه است و دیگر وظایف در راستای این مسئولیت مهم و خطیر تعریف شده است، محیط خانه ها گرم، روشن و پرمهر خواهد شد و روشنی و گرمای هر خانه پیشرفت جامعه را تضمین خواهد کرد. متأسفانه در جامعه به جای تجلیل از زنان موفق در خانه و خانواده به نقش و جایگاه زنان در جامعه و موفقیت شان در مشاغل اجتماعی بیشتر اهمیت داده می شود.

 و اگر این موضوع به کم اهمیت جلوه دادن خانه وخانواده بیانجامد، جامعه بیشترین صدمه و خسارت را  خواهد دید. زن به عنوان نگهبانی امین، حافظ زندگی در طوفان های حوادث سخت و دشوار است.او رازدار شوهر و امانت دار اموال اوست.

احترام او به همسرش نه از روی ضعف و ذلت بلکه از روی عقل و محبت است. او هر روز میزبان مردی است که پس از تحمل اوقاتی  سخت به محیط امن و آرام زندگی باز میگردد و تا جایی که توان دارد از بهترین مهمان خانه اش پذیرایی می کند. 

پیامبر رحمت و مهربانی در حدیثی می فرمایند:

هیچ زنی نیست که جرعه ای آب به شوهرش بنوشاند مگر آنکه این عمل برایش بهتر از یکسال باشد که روزهایش را روزه بگیرد و شبهایش را به عبادت سپری کند.

 برخلاف برخی افکار نادرست در جامعه معتقدیم که یک زن مسلمان به همسرش به عنوان یک دوست نگاه می کند و خود او اولین کسی است که شرایط  یک زندگی اداری و خشک را تغییر داده  و صمیمیت و محبت را جایگزین آن می سازد. او با حفظ موقعیت و جایگاه خود در خانه خوب می داند هر چه را که باعث کوچکترین خدشه و تزلزل در این بنیان مقدس  خواهد شد کنار بگذارد و برای سازندگی هر چه بیشتر  در زندگی اش ،ایثار کند. ایثار و گذشتی که به رشد و ترقی جایگاه مرد می انجامد ونهایتا به ارتقاء جامعه منجر خواهد شد.خوب است در مقاله ی بعد به داستانی پند آموز توجه کنید. به شوهرش بنوشاند مگر آنکه این عمل برایش بهتر از یکسال باشد که روزهایش را روزه بگیرد و شبهایش را به عبادت سپری کند.

 برخلاف برخی افکار نادرست در جامعه معتقدیم که یک زن مسلمان به همسرش به عنوان یک دوست نگاه می کند و خود او اولین کسی است که شرایط  یک زندگی اداری و خشک را تغییر داده  و صمیمیت و محبت را جایگزین آن می سازد. او با حفظ موقعیت و جایگاه خود در خانه خوب می داند هر چه را که باعث کوچکترین خدشه و تزلزل در این بنیان مقدس  خواهد شد کنار بگذارد و برای سازندگی هر چه بیشتر  در زندگی اش ،ایثار کند. ایثار و گذشتی که به رشد و ترقی جایگاه مرد می انجامد ونهایتا به ارتقاء جامعه منجر خواهد شد.خوب است در مقاله ی بعد به داستانی پند آموز توجه کنید.

مسجد

مسجد، پایگاه وحدت(1)


بسم الله الرحمن الرحیم
الهی انطقنی بالهدی والهمنی التقوی
موضوع بحث به مناسبت این که مقام معظم رهبری سال 86 را نام گذاری کردند به نام اتّحاد ملّی و انسجام اسلامی، این است که چه چیزهایی اتّحاد را پررنگ می کند و انسجام را بیشتر می کند؟ و چه چیزهایی اینها را متزلزل می کند؟ یکی از مسائلش مراکز وحدت است که ما مراکز وحدت را تبدیل می کنیم به مراکز تفرقه، از جمله مسجد، که مسجد بیشترین جایی است که مردم در آن جمع می شوند، همه با وضو می آیند، رو به قبله می نشینند، اما اگر برنامه های مسجد ضعیف باشد، این اتّحاد و انسجام از بین می رود، چهارتا می آیند و چهارتا نمی آیند و آنهایی هم که می آیند به هم نق می زنند و قُر می زنند، فحش می دهند، یا رنگ سیاسی اش می کنند یا رنگ حزبی می کنند یا رنگ قبیله ای اش می کنند. یعنی این مسجد ما اگر اداره خوبی داشته باشد، مساجد شلوغ می شوند و اگر مساجد شلوغ شوند یکی از این پایگاههای مهم وحدت مسجد است.


ابعاد گوناگون مسجد


فکر کردم راجع به مسجد صحبت کنم، راجع به مسجد من ده عنوان نوشته ام: یکی اهمیتش، یکی بانی مسجد، جغرافیای مسجد، برنامه های مسجد، مدیریت مسجد، حفظ مسجد، اخلاق مسجدی ها، پیش نماز، خادم. راجع به اینها صحبت کنیم: البتّه ممکن است که اسم مسجد باشد امّا یک معیارهای کلی است، یعنی اگر کسی هم اهل مسجد نیست، نکات برای اداره اش، برای همه چیز است. چون گاهی وقتها آیات ممکن است یک مورد خاصی را بگویند ولی آدم یک پیام کلّی می گیرد. قرآن می گوید: کسی حق ندارد در یک لحظه زنش را سه طلاقه کند، به طلاق هم اگر رسید یعنی زن و شوهر اگر واقعاً نمی توانند با هم زندگی کنند و لازم شد که از هم جدا بشوند، مرحله به مرحله جدا شوند. خوب بحث، بحث طلاق است که می گوید مرحله به مرحله جدا شوید. امّا الآن سیاسیون هم همینطور است. سفارت را در حد کاردارش می کنند، کسی اگر زن هم ندارد ولی خواست
با کسی قهر کند، یکمرتبه قهر نکن و هرچی فحش می خواهی به او نده، یک راهی برای برگشت بگذار. در کاشان ما اینطور می گویند، اینجا دیگر من و شما در یک منطقه هستیم. می گویند: یک خالی را برای خاله وابگذارید. با هر کسی که بد شدید هر چه که می خواهید فحش ندهید شاید فردا خواستی رفیق شوی. و با کسی هم که رفیق شدی هر چی که داری به او نگو خوب ممکن است فردا همین دشمنت شود خوب پس ببینید وقتی می گوید مرحله به مرحله جدا شوید، اسم طلاق برده شده ولی آنهایی هم که زن ندارند و حتی آنهایی که مسلمان نیستند می توانند از این درس بگیرند یعنی روابط باید مرحله ای سفت شود و مرحله ای هم شُل شود. خوب پس بسم الله الرحمن الرحیم موضوع بحث ما: مسجد پایگاه وحدت. اسلام می گوید مردم محلّه در مسجد محل جمع شوند، صبح، ظهر، شب. در شهر که شد دیگر محله به محله نه، مردم یکجا جمع شوند، مرکز نماز جمعه، این هم برای شهر. آنوقت در سال که می شود، ماه که می شود، سالی دومرتبه هم یک موج عمومی نماز عید، بعد هرکسی هم که توان دارد مکه یک مرکز بین المللی است. یعنی مردم محله روزی 5 بار، مردم شهر هفته ای یک بار، مردم کره زمین سالی یکبار، روزی یکبار، هفته ای یکبار، سالی یکبار. این مرکز اسلامی است. حالا، عرض کنم به حضور شما که : عوامل جذب یا دفع در مساجد:


نقش امام جماعت در موفقیت مسجد


اوّل امام جماعت است که می تواند یک مسجد هشت نفری را هشتاد نفری بکند، هشتصد نفری بکند و می تواند امام جماعتی باشد که هشتاد نفر را هشت نفر بکند. این که امام جماعت چه جور آدمی باشد مهم است. هیئت امنا مهم است. هیئت امنای با سلیقه یا بی سلیقه. با سعه صدر یا بداخلاق. خادم هم نقش دارد. مردمی که به آن مسجد می آیند هم نقش دارند. طولانی شدن مراسم نقش دارد. عرض کنم به حضور شما که ایجاد زحمت یا رفاه نقش دارد. شرکت مسئولین نقش دارد. اینکه مسئولین بیایند برای نماز یا نیایند نقش دارد. مطالبی که گفته می شوند نیز نقش دارند. که چه چیزی در مسجد گفته می شود؟ خوب، یکی یکی درباره اینها صحبت کنیم. اول چیزی که نقش دارد نیّت است آن نیّتی که دارد اثر می گذارد، در اسکناس یک نخ است، در چکهای تراول یک نخ است آن نخ نشانه اصلی است. خیلی به این کار نداریم که این چک عرضش چقدر است یا طولش چقدر است؟ یا رنگش چیست؟ حالا عکس چه کسی رویش است؟ عکس و نقشه و اینها یک کمی نقش دارد امّا ارزش اسکناس به آن نخ است. همانطور که ارزش اسکناس به نخ است ارزش ما هم به نیّتی است که داریم. نیّت خیلی مهم است. حاج شیخ عباس قُمی خیلی کتاب نوشت اما این کتاب مفاتیحش گل کرد. کتابهایی را نوشت که خیلی بیش از مفاتیح رویشان تحقیق و پژوهش کرد، اما اخلاصی که در مفاتیح بوده گفته اند که در کتابهای دیگر نبوده است. اگر زنی به بچّه از سینه شیر بدهد محرم می شود ولو مادرش نیست. چند بار یک زنی به بچه ای شیر بدهد، اگر از سینه شیر بدهد محرم می شود اما اگر همین شیر را در شیشه بریزد و با شیشه شیر بخورد دیگر محرم نخواهد شد. اینها یکسری چیزها است که... . آن سوز مهم است. شما گاهی وقتها به اسم امام زمان می نشینید و بلند می شوید و گاهی وقتها هم پایتان درد می آید و بلند می شوید. اگر یک معلم آمد و شما به احترام استاد بلند شدید ثواب کرده اید. چون قرآن می فرماید: معلم که آمد، برپا. «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذَا قِیلَ لَکُمْ تَفَسَّحُوا فِی الْمَجَالِسِ فَافْسَحُوا یَفْسَحْ اللَّهُ لَکُمْ وَإِذَا قِیلَ انشُزُوا فَانشُزُوا یَرْفَعْ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَالَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجَاتٍ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِیرٌالمجادلة/11» یعنی برپا. چرا؟ مگر چه کسی آمده یا چه خبر است؟ «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذَا قِیلَ لَکُمْ تَفَسَّحُوا فِی الْمَجَالِسِ فَافْسَحُوا یَفْسَحْ اللَّهُ لَکُمْ وَإِذَا قِیلَ انشُزُوا فَانشُزُوا یَرْفَعْ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَالَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجَاتٍ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِیرٌالمجادلة/11» معلّم آمد، عالم آمد، برپا. نه اینکه پایت درد می کند، بلند شدی. نیّت ها خیلی مهم است.


خطر سوء استفاده از مسجد


در قرآن راجع به مسجد داریم که: منافقین آمدند و یک مسجدی را ساختند در مدینه کنار مسجد النّبی، گفتند: یا رسول الله تشریف بیاورید و مسجدمان را افتتاح کنید. فرمود: الآن جنگ تبوک است من می روم و برمی گردم سپس تکلیف شما را روشن می کنم. وقتی برگشت، آیه نازل شد که این مسجد را برای خدا نساخته اند، این یک محل توطئه است منتهی برای اینکه مشتشان باز نشود اسمش را گذاشته اند مسجد، مسجد ضرار. «وَالَّذِینَ اتَّخَذُوا مَسْجِدًا ضِرَارًا وَکُفْرًا وَتَفْرِیقًا بَیْنَ الْمُؤْمِنِینَ وَإِرْصَادًا لِمَنْ حَارَبَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ مِنْ قَبْلُ وَلَیَحْلِفُنَّ إِنْ أَرَدْنَا إِلَّا الْحُسْنَى وَاللَّهُ یَشْهَدُ إِنَّهُمْ لَکَاذِبُونَ التوبة/107» یعنی این مسجد را ساخته اند که کمر آن مسجد را خم کنند، این هیئت را ساخته اند که آن هیئت را ضعیف کنند. این می گوید من یک مدّاحی را می آورم که مشتری های شما را ببرم آنجا. و او هم می گوید من یک واعظی می آورم که مشتری های شما را ببرم آنجا. در بعضی شهرها هیئت ها چه کار می کنند؟ یا روی رقابت یا روی چشم هم چشمی. و به همین دلیل نیتها مهم است. رئیس یک قبیله ای شتری را کشت و آبگوشتی راه انداخت و قبیله ی دیگر گفت به کوری چشم این قبیله، من دوتا شتر می کشم و او هم گفت من به کوری چشم او سه تا شتر می کشم. هِی روی رقابت کارشان به جایی رسید که صد تا شتر کشتند و امیرالمؤمنین فرمود: احدی از این غذاها نخورد. گفتند: آقا چرا؟ آخر حرام می شود. فرمود: بریزید در بیابان سگ ها و شُغال ها بخورند. نیت اینها خدا نیست بلکه رقابت است. چشم هم چشمی است. اگر یک چیزی رقابت و چشم هم چشمی شد دیگر ارزشی ندارد در خیلی از عروسی ها پیراهن هایی که می پوشند از روی چشم هم چشمی می باشد، ماشین هایی که برای عروس بوق می زنند یا گلهایی که می زنند، نمی دانم، همش چشم هم چشمی است، خیلی از کارها روی چشم هم چشمی است و لذا اثری هم ندارد، محبوبیتی هم ندارد، نیت خیلی مهم است. پیغمبر فرمود: بروید و مسجد را خراب کنید و در آن محل هم زباله ها را بریزید یعنی از زمین های عادی هم باید پست تر باشد و محل زباله ها باشد.


نقش بانی و هیئت امنا در مسجد


نیت مهم است، پس کجا برویم و نماز بخوانیم؟ «لمسجد اُسّس علی التّقوی من اوّل یومٍ» عربی هایی که می خوانم قرآن است. (لمسجدٌ) یعنی مسجدی که،( اُسّس علی التّقوی) یعنی اساسش بر تقوا است. (من اوّل یومٍ) از روز اوّل این مسجد را برای خدا ساخته اند آن مسجد (احقّ ان تقوم فیه) در آن سزاوار است که نماز بخوانید، «لَا تَقُمْ فِیهِ أَبَدًا لَمَسْجِدٌ أُسِّسَ عَلَى التَّقْوَى مِنْ أَوَّلِ یَوْمٍ أَحَقُّ أَنْ تَقُومَ فِیهِ فِیهِ رِجَالٌ یُحِبُّونَ أَنْ یَتَطَهَّرُوا وَاللَّهُ یُحِبُّ الْمُطَّهِّرِینَ لتوبة/108» پس مسئله اول: نیت بانی . این خیلی مهم است مسجدی که، از روز اول براساس تقوا بنا شده است. آن مسجد برو درآن مسجد. می خواهی بروی روضه، برو ببین کدام روضه خلوصش بیشتر است. می خواهی درس بخوانی نگو در این درس نان است، می خواهی رفیق شوی، این پسر، پسر خوبی است، دخترهایی که می خواهند با دخترها رفیق شوند حساب این را نکنند که این دختر باباش چطور است؟ ماشین باباش چطور است؟ رفاقتها بر اساس تقوا باشد، اگر رفاقت براساس تقوا بود همیشه هست. شما امام حسین(علیه السلام) را به خاطر تقوا دوست دارید، 1400 سال است که یک جور دوستش دارید. اما پدر و مادرتان را براساس اینکه نان و آب شما را داده دوست دارید، و لذا هفته اول که مُرد، پیرهن سیاه می پوشید تا چهلم . پنج سال بعد می گوییم سالگرد نمی گیرید؟ می گویید نه حوصله اش را ندارم و پول هم ندارم، مردم یادشان رفته من هم یادم رفته خدا پدر شما و او را بیامرزد برو دنبال کارتان. یعنی برای پدر و مادر حاضر نیستیم که سالگرد پنجم را بگیریم اما براّی امام حسین سالگرد هزاروچهارصدمی هم می گیریم. علاقه های خدایی می ماند. بارها گفتم دُم طاووسی که خدا رنگ کرده است می ماند و هر چقدر هم که شلنگ بگیریم پاک نمی شود. این تخم مرغ هایی که ما رنگ می کنیم با یک خورده تُف پاک می شوند. چیزی را که ما رنگ کنیم پاک می شود ولی چیزی را که خداوند رنگ کند می ماند. مردمی که می خواهند آدم را عزیز کنند، عکس آدم را چاپ می کنند، به آدم رأی می دهند. دور دوّم نه به آدم رأی می دهند و نه عکسش را می چسبانند، دو تا هم فحش و تهمت به آدم می زنند یعنی مردم آدم را بالا می برند و پایین هم می آورند. امّا خدا وقتی کسی را بالا بُرد، دیگر پایین نمی آورد. چیزهایی که رنگ بشری دارد می پرد «مَا عِنْدَکُمْ یَنفَدُ وَمَا عِنْدَ اللَّهِ بَاقٍ وَلَنَجْزِیَنَّ الَّذِینَ صَبَرُوا أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ مَا کَانُوا یَعْمَلُونَ لنحل/96» هرچیزی که رنگ شماست می پرد «مَا عِنْدَکُمْ یَنفَدُ وَمَا عِنْدَ اللَّهِ بَاقٍ وَلَنَجْزِیَنَّ الَّذِینَ صَبَرُوا أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ مَا کَانُوا یَعْمَلُونَ لنحل/96» عربی هایی که می خوانم قرآن است، اگر می خواهید همیشه عزیز باشید نیتتان را پاک کنید. برای چی درس می خوانی؟ برای پول و مدرک و زندگی؟ زندگی می پرد هفتاد سال، سی سال، چهل سال، اگر موفق بشوید. نیت بانی خیلی مهم است.


برقراری ارتباط میان مسجد و مدرسه


2- جغرافیای مسجد است، مسجد و مدرسه اگر با هم باشند، ای کاش مساجد ما، ای کاش اوقاف ما، ای کاش متولیان مسجد ما، امور مساجد، ائمّه جمعه، هرجا که می خواهند مسجد بسازند در یک جایی بسازند که یک طرفش دبیرستان باشد، یک درش در خیابان باشد. قدیمی ها مسجد و مدرسه را که می ساختند با هم می ساختند. شما در همین کاشان، مسجد آقابزرگ را نگاه کنید. گنبدش را ببین و پایینش هم حجره های طلاب. اصفهان بروید و مساجد را ببینید، مسجد امام اصفهان که مسجد شاه سابق بود. مسجد است و گوشه ها هم گوشواره هایش هم حوزه علمیه است تازه محوریت مسجد است یعنی وارد که می شوی چیزی که چشمت را می گیرد گنبد و بارگاه است. اصل خداست. اوّل درس بندگی و بعد درس زندگی. اگر درس زندگی بخوانیم ولی درس بندگی نخوانیم آخرش می شویم رئیس جمهور آمریکا. اصلاً می شویم تحصیل کرده های دنیا. این که دنیا به فساد کشیده می شود، هر کشوری دانشگاهش بیشتر است آمار جُرمش هم بیشتر است. این به خاطر این است که درس زندگی می خوانند ولی درس بندگی نمی خوانند. یعنی دو تا بال نیست علم و تقوا. بال علم که شُد می پرد، منتهی بمباران کردن حزب الله لبنان. این مسئله جغرافیای مسجد که مسجد و مدرسه باید با هم باشد، مسجد برجسته باشد. تسهیلات مسجد، هوایش، پارکینگش باید محکم ساخته شود، بزرگ ساخته بشود، در دسترس باشد، چند تا در داشته باشد و هر درش به یک محله ای باز بشود. وسط شهر باشد. قرآن می فرماید: وقتی می خواستند موسی و ساحرها کارشان را نشان بدهند گفتند: کجای شهر؟ فرمود: «مکاناً سوی» مکاناً یعنی مکانی که مساوی باشد. یعنی همه مردم باید دسترسی داشته باشند. این طور نباشد که مسجد مال محلّه بالا باشد یا پایین. این باید وسط باشد، «مکاناً سوی»
زمان برنامه ها یک زمانی باشد که زمان زنده باشد «وان یحشر الناس ضحی» چاشتی باشد چون چاشتی تماشاچی بیشتر است. چه روزی باشد؟ روز تعطیل باشد. «موعدنا یوم الزینه» مثل روز سیزده بدر، روز عید، که موسی به ساحرها گفت: شما بیایید سحر و جادویتان را نشان دهید. من هم عصایم را می اندازم ا‍ژدها شود و ببینیم کدام یکی درست است؟ خوب گفتیم باشد. فرعون همه ساحرها را دعوت کرده بود، در قرارگاه گفتند چه چیزی را امضا کنیم؟ به قول امروزیها. گفتند: 1- جا : «مکاناً سوی» آیه قرآن است یعنی اینکه وسط شهر باشد. 2- زمان: «قَالَ مَوْعِدُکُمْ یَوْمُ الزِّینَةِ وَأَنْ یُحْشَرَ النَّاسُ ضُحًى طه/59» ضحی یعنی چاشت. «والضّحی» یعنی چاشت. پس زمان چاشتی باشد، مکان در دسترس باشد. «قَالَ مَوْعِدُکُمْ یَوْمُ الزِّینَةِ وَأَنْ یُحْشَرَ النَّاسُ ضُحًى طه/59» روز قرارمان هم روزی باشد که تعطیل باشد یعنی روزی باشد که مردم هم بتوانند بیایند. اینها آمار بیننده ها را زیاد می کنند.


قرآن در نماز و نماز در قرآن


مسئله دیگر که مهم است این است که نماز و قرآن به هم چفت شده و یکی از عیبهای مساجد ما این است که البتّه الآن دارد برطرف می شود: چندهزار مسجد است که نماز وقرآنش به هم چفت شده است الحمدلله. قبلاً جدا بود. یعنی کره یک سمت بود و دوغ در سمت دیگر بود. قرآن وقتی می گوید نماز، می گوید: نماز و قرآن با هم هستند، یعنی اصلاً وقتی نماز می خوانی مجبور هستی که 120 آیه را بخوانی، یعنی هر هفده رکعت نماز 10 رکعتش که سوره حمد را باید بخوانیم. 10 تا سوره حمد هر سوره حمد هم هفت آیه دارد 10 در 7 که ضرب شود، می شود 70 تا . 10 تا هم سوره توحید را می خوانیم که هر سوره توحید هم 5 آیه دارد که این هم ضربش می شود 50 آیه. و جمع 70 و 50 می شود 120. یعنی به طور اتوماتیک هرکس بخواهد نماز بخواند، بالاجبار باید روزی 120 آیه هم بخواند. پس ببینید نماز که می خوانید مجبور هستید که قرآن هم بخوانید. و تا می خواهی قرآن بخوانی می گوید: «الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ وَیُقِیمُونَ الصَّلَاةَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ یُنفِقُونَ لبقرة/3»، «اقام الصلاة»، «فَصَلِّ لِرَبِّکَ وَانْحَرْالکوثر/2». یعنی می روی قرآن بخوانی می گوید: نماز. می روی نمازبخوانی می گوید: قرآن. اینها به هم بده بستون دارند. مثل اینکه برگ، آفتاب را به ریشه درخت می رساند و ریشه درخت هم مواد غذایی را به برگ می رساند اینها بده بستون دارند، به هم چفت شده اند. قفل و لولا است. قرآن بخوانم: «یمسّکون بالکتاب و اقاموا الصلاة». یمسّک، تمسّک یعنی: چنگ می زنند به قرآن،‌ یعنی قرآن را گرفته اند، و اقام الصلاة. جای دیگر: «یتلون کتاب الله و اقاموا الصلاة» قرآن می خوانند. اینکه ما جلسه قرائتمان یک چیز باشد و مسجدمان چیز دیگر باشد. قرآن و نماز باید به هم چفت شود. اخیراً یک کار بسیار خوبی شروع شده، یک چند سالی است در دانشگاه تهران که من هر روز هستم این کار می شود در طول سال است نه در ماه رمضان. دانشگاه تهران جمعیّتش هم خیلی شلوغ است ولی تا نماز تمام می شود، یک صفحه قرآن می خوانند. به بنده هم که گفتند: بیاید و پیشنماز بشوید، گفتم: به شرطی پیشنماز می شوم که یک تفسیر قطره ای بگویم مثل آبیاری قطره ای که داریم. تفسیر قطره ای تفسیر دو دقیقه ای یا سه دقیقه ای. خیلی راحت می شود یک تفسیر گفت. تفسیر خیلی کم و فوری. عرض کنم به حضور شما که، پریشب رفتیم عروسی، در عروسی گفتند: سخنرانی کن. گفتم: بابا اینها آمده اند اینجا عروسی، برای سخنرانی که نیامده اند، آمده اند عروسی. دیگر عروسی مردم را عزا نکنید. گفتند: خوب یک دقیقه صحبت کن. دریک دقیقه سخنرانی کردم تفسیر قطره ای، تفسیر قطره ای نمونه اش را می گویم از ایرانی ها هرکس که پای تلویزیون هست ببیند که تفسیر قطره ای چیست؟ تفسیر یک دقیقه ای. گفتم: سه رقم رابطه در قرآن داریم: 1- رابطه پیامبر با مردم. 2- رابطه مردم با پیامبر. 3- رابطه عروس و داماد، چون جلسه عروسی بود. رابطه پیامبر با مردم، رحمت است چون قرآن می فرماید: «وَمَا أَرْسَلْنَاکَ إِلَّا رَحْمَةً لِلْعَالَمِینَ لأنبیاء/107» پیغمبر من تو را نفرستادم الّا رحمت، مگر برای رحمت. من تو را رسول قرار ندادم مگر رسول رحمت. رابطه پیغمبر با مردم رحمت است. مردم باید چه بکنند؟ رابطه مردم با پیغمبر مودّت است. پیغمبر فرمود: من مزد رسالت نمی خواهم «الّا المودّی فی القربی» هرکس می خواهد مزد پیغمبری مرا بدهد، اهل بیت مرا دوست داشته باشد: «الّا المودّی فی القربی». رابطه پیغمبر با مردم رحمت است. رابطه مردم با پیغمبر مودّت است. رابطه عروس و داماد قرآن می گوید: «و جعل بینهما مودّی و رحمه» خداوند قرار داده بین عروس داماد هم مودّت و هم رحمت را. رابطه پیغمبر با مردم رحمت است. با هم بگویید، رابطه مردم با پیغمبر مودّت است. و رابطه عروس و داماد هم رحمت است هم مودّت. والسّلام علیکم و رحمة الله. این می شود یک سخنرانی یک دقیقه ای.


سخنرانی های کوتاه در مسجد


ما باید طرّاحی کنیم که این سخنرانی های طولانی تبدیل شوند به سخنرانی های یک دقیقه ای، دو دقیقه ای، سه دقیقه ای. خود امامان ما، امیرالمؤمنین که اوّل خطیب دنیا بود کلماتی دارد به نام کلمات قصار. کلمات قصار یعنی سخنرانی های یک دقیقه ای، دو دقیقه ای. «کونا للظّالم خصما و للمظلوم عونا». نسبت به ظالم دشمن باشید و نسبت به مظلوم حمایت کنید. از مظلوم حمایت کنید و بر سر ظالم نعره بکشید. خوب بنابراین کلمه اقامه درباره نماز هست. «اقیموا الصلاة». همین اقامه درباره قرآن هم هست. «ولواتهم اقاموا التورای و الانجیل و ما انزل الیک» یعنی همان کلمه اقاموا که برای نماز آمده یعنی به پا داشتن. برای قرآن هم آمده اقامه، یعنی قرآن را هم باید به پا داشت. به پا داشتن نه یعنی وقتی جمعیّت نیامده به قاری بگویی که بخوان تا جمعیّت جمع شود. این اقامه قرآن نیست این اقامه مراسم است، منتهی چون هنوز جمعیّیت جمع نشده به قاری می گوییم که بخواند تا مردم بیایند. این اقامه نیست. اقامه یعنی همه مردم که جمع شدند خوب گوش بدهند و ببینند که خالق با مخلوق چه می گوید؟ مخلوق به حرف خالق باید گوش بدهد. گوش بدهد و دل بدهد و بپذیرد و عمل کند این اقامه است.
خوب در مسجد دعوت از افراد خیّر، اگر پزشکان ما هفته ای یک شب بروند مسجد و کمکهای اولیّه هم در کیفشان باشد و بروند تمام اینهایی که حال رفتن به درمانگاه و گرفتن بلیط و نمی دانم بالاخره می گویند شب جمعه می رویم و به آقا می گوییم مثلاً فشارمان را ببیند، درجه تبمان را ببیند، قندمان را ببیند. افراد خیّر اگر بیایند مسجد، افراد تحصیل کرده بیایند مسجد، اگر دانشمندان، تیزهوشان ما بیایند مسجد بچّه هایی که نمره درسیشان ضعیف است، اینها هم بیایند مسجد همان در مسجد می پرسند و در طول سال کلاس تقویتی نمی خواهند. هم می آید نمازش را می خواند و هم سوالی که بلد نیست را کنار رفیقش حل می کند. این افراد برجسته، تیزهوش، باسواد، دکتر، مهندس، پولدار. پولدارها وقتی می آیند مسجد، نگاهشان که به فقیرها می افتد، می بیند که این طرف و آن طرفش فقیر است در نتیجه وجدانش تحریک شده و در همان مسجد پولی در پاکت گذاشته و به آنها می دهد و اصلاً دیگر نیازی به کمیته امداد، بهزیستی، بنیاد 15 خرداد، نمی باشد. پنیر اگر خودش چرب است خودش را می خوریم، علّت اینکه ما به پنیر، کره اضافه می کنیم چون اوّل از شیر روغنش را می گیریم و پنیر می شود مثل گچ بعد می بینیم که فرو نمی رود بعد یک کمی کره اضافه می کنیم. اوّل چربی داخلش بود، چربیش را می گیریم. چیزهایی که باخودش است، آبگوشتهای امام حسین که خوشمزه می شود، به این دلیل است که استخوان و چربی و گوشت با هم در دیگ ریخته می شود، آبگوشتش عطر دارد. ما در مغازه قصابی چربی ها را جدا می کنیم، گوشت قرمز درست می کنیم و آبگوشت درست می کنیم و آنوقت آبگوشت مثل آب جوش می شود و مزه ندارد. هر چیزی که خدا خلق کرده است همان خوب است. به طبیعت دست نزنیم و همان زیبایی ها که خدا آفریده قشنگ هستند.
تفقد از افراد غائب. مسجد یک حاضر و غائب اتوماتیک است، نگاه می کند می بیند که احمد آقا نیست، فاطمه خانم هم چند روز است که نیامده، احوالپرسی می کنند. تفقد از غائبین، تشویق افراد فعّال. سرگُردها در مسجد سرهنگ شوند و سرهنگ ها در مسجد و نماز جمعه تیمسار بشوند اینها مسجد را اوج می دهد. شاگرد اوّل ها در آنجا تشویق بشوند. در استان فارس می خواستند مخترعین را تشویق کنند، امام جمعه اش زنگ زد و من رفتم شیراز، گفتند چه جوریه؟ گفتم والله اینها مخترع هستند دیگر سکّه به درد اینها نمی خورد، من حاضرم که دست این مخترعین را ببوسم منتهی اینها بروند بالا بایستند در آن جایی که امام جمعه می ایستد در آن بلندی. هفت تا مخترع داشتند که رفتند آنجا و من هم رفتم دست اینها را بوسیدم و گفتم آقا من تشکر می کنم از اینها و دستشان را بوسیدم و آمدم پایین. تشویق باید در مسجد باشد. تنبیه هم باید از نظرنماز باشد. یک منافق فراری مُرد، حضرت فرمود: «لا تصلّ علی احد منهم» برای جنازه اش نماز نخوانید «لا تقوم علی قبره» سر قبرش هم نروید. یعنی با نماز هم می شود حال طرف را گرفت و هم می شود که تشویق کرد.


توجه به نسل نو و نوجوانان در مسجد


اگر خواستیم مرکز اتّحادمان که مسجد است خوب باشد این مسجدها باید از اینکه صف اول و دوم یک مشت نسل منقرض پیرمرد می آیند و اگر بچّه هم بیاید تحقیر می شود و محلّش نمی گذارند، غذا که می دهند هرکسی که تاجر است در صف اوّل می نشیند. در بعضی مسجدها فکر می کنند که این جا بانک است. بچّه ای نامه نوشته بود که تا آخر عمرم مسجد نمی روم، به دلیل اینکه در مسجد غذا می دادند به همه گروهها دادند و خوردند و بچّه ها را بیرون کردند و آخر هم گفتند بچّه ها بروید خانه که غذا تمام شد.
نوبت بچّه: بچّه دو ساله را نمی توان بلند کرد و رئیس جمهور در جای یک بچه دوساله نماز بخواند نماز رئیس جمهور هم باطل است. هرمقامی که وارد شد نباید بچّه را از جایش بلند کرد، هر کسی نشسته خوب نشسته. در مسجد هرکس هر کجا که نشست احدی حق ندارد که بلندش کند، چه آیت الله و چه نمی دانم سرلشگر و چه رئیس جمهور. هرکسی هر کجا که نشسته شما حق نداری که بلندش کنی امّا بچه وقتی آمد بلندش کردی. من خودم بچّه که بودم رفتم صف اوّل در کاشان یک پیرمردی خدا بیامرزدش دست مرا گرفت و مرا مثل گربه عقب انداخت. گفت بچه صف اول نمی ایستد. این خاطره الآن که من تقریباً 63 سال دارم این خاطره مال وقتی که من نمی دانم 7 یا 8 یا 10 سالم بود. 50 سال، نیم قرن این خاطره تلخ در ذهنم مانده است، کما اینکه خاطرات شیرین در ذهن ها می ماند. امام رفته بود مکّه، بنیانگذار جمهوری اسلامی، کتاب خرید تا رفت که پول بدهد صدای اذان بلند شد، طرف پول را نگرفت و گفت: اذان. گفت: آقا پول را بگیر. گفت: اذان، «الله اکبر» خدا از پول بزرگتر است برو برو. برو بعداً بیا. یعنی این به خاطر الله اکبر پول را از امام نمی گیرد این عمل کتابفروش دهها سال روی مغز یک مرجع تقلید اثر می گذارد، شما نگاه کنید اگر در یک اتوبوسی راننده تا اذان گفت، اولّین نمازخانه ای که در راه است بایستد. مدیر درس می دهد تا صدای اذان را شنید گفت: نماز. این بچّه سر کلاس نماز خوان می شود. حضور مسئولین خیلی مهم است.
مدیریت مسجد: مدیر مسجد چه کسی باید باشد؟ اوّل که «انّما» یعنی فقط در قرآن هرچی انّما هست یعنی فقط. «إِنَّمَا یَعْمُرُ مَسَاجِدَ اللَّهِ لتوبة/18» فقط کسانی حق دارند مسجد را آباد کنند که: 1- «إِنَّمَا یَعْمُرُ مَسَاجِدَ اللَّهِ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الْآخِرِ التوبة/18»، ایمان به خدا و قیامت داشته باشند، خودش اهل نماز و زکات باشد و بعد اینکه شجاع باشد «ولم یخش الّا الله» به غیر از خدا از کسی نترسد، آدمهای ترسو نباید هیئت امنا بشوند. ترسو است. «مَا کَانَ لِلْمُشْرِکِینَ أَنْ یَعْمُرُوا التوبة/17» کسانی که مطیع آمریکا هستند اینها حق ندارند، کسانی که اطاعت از کس دیگر می کنند یا بندگی غیر خدا را می کنند اینها حق ندارند که بانی مسجد بشوند. «إِنْ أَوْلِیَاؤُهُ إِلَّا الْمُتَّقُونَ أنفال/34» قرآن می گوید: متولّی مسجدالحرام باید فقط افراد با تقوا باشند.


حفظ حقوق بانوان در مسجد


توجه به امور خانمها. من شهر شما را نمی دانم چطور است اما در شهرهای دیگر ایران اینطوری است حالا انشاالله که در شهر شما اینطور نباشد، در شهرهای دیگر بیشترین قسمت مسجد را می دهند به آقایان. فکر می کنند که مسجد هم ارث است، آخر در ارث مردها دو برابر زن ها می برند در این جا هم قسمت بد را می دهند به زنها بعد اینکه زن ها را می فرستند بالا در صورتی که خانمها ببیشتر درد پا دارند و حاملگی هم در زنان است یعنی زن ها هم به خاطر حاملگی و هم به خاطر درد پا و هر چی پیرزن و درد پایی هست می فرستند بالا و جوانها می آیند و در پایین می ایستند یعنی پلّه ها را می دهند به آنها، رفتم در یکی از استانها در نماز جمعه سخنرانی کنم بعد از خطبه ها رفتم روی آن بلندی، دیدم هر چی قالی هست زیرپای مردها است و زیر پای خانمها موکت بود. گفتم: آقاجان صبر کنید محبّت کنید همه بلند شوید، بلند شدند. گفتم: 10 تا از این قالی ها را بفرستید آن طرف و همین الآن این کار را بکنید. و قالی ها که رفت آن طرف، گفتم: این بود عدالت اجتماعی، والسّلام علیکم و رحمة الله. و اصلاً سخنرانی نمی خواهد. ما گاهی وقتها سخنرانی می کنیم ولی در خود سخنرانی ضدّ عدالت هست. مثل سازمان ملل، سازمان ملل جمع شده اند برای عدالت. درخود سازمان ملل حق وتو است، یعنی هر چه همه بزنید من هوا می کنم. یعنی محل عدالت ضدّ عدالت. محلی که می گویند همه مساویند مسجد غیر عدالت. عرض کردم ما اسلام را قاتی کردیم. اسلام یک آبی است از بس که گرد و خاک و سوسک و ملخ و پشه در این آب نشست دیگر کسی که این آب را می خواهد بخورد باید تصفیه کند. اسلام ناب. امام در فرمایشاتش می فرمود: اسلام ناب. اسلام منهای سلیقه ها و منهای خرافه ها، منهای حزب ها، قبیله ها، منهای خطهای سیاسی، منهای... . اسلام ناب اگر باشد، یکی از چیزهایی که مسجدها را تفرقه می کند برنامه های ناقص مساجد است. امیدواریم که همه بنشینند و تغییر بدهند. در رابطه با مسجد من خیلی حرف دارم ولی نیم ساعتمان تمام شد، دور دوم مذاکرات را در جلسه بعد می گوییم. خدایا به مساجد ما رونق بیشتر مرحمت بفرما. (الهی آمین) خدایا اخلاق مسجد، اخلاق امام جماعت، اخلاق خادم، اخلاق خود ما که می رویم و شرکت می کنیم، عدالت واقعی، اخلاق واقعی، آنطوری که در قرآن از مسجد و مسجدی ها تعریف کرده ای به ما آن صفات را مرحمت بفرما. (الهی آمین)